حرفهای نگفته
 
قالب وبلاگ
بیماران مبتلا به اختلال هویت جنسی در شرایط سختی زندگی می‌کنند، آنها هم باید رنج بیماری را به دوش بکشند هم بار شماتت جامعه را تحمل کنند. در این شرایط گاهی خانواده‌ها نیز به جای این‌که مرهم زخم‌شان باشند، نیشتری می‌شوند به قلب و روح‌شان. شرایط فیزیولوژیکی این بیماران باعث شده آنها در مسیر زندگی با فراز و نشیب‌های زیادی مواجه شوند، خیلی‌هایشان در این راه آزار می‌بینند و مورد سوءاستفاده قرار می‌گیرند و سرخورده می‌شوند و حتی شاید کارتن‌خواب و خیابان‌گرد هم شوند یا از بد روزگار به سوی بزهکاری‌های دیگر کشیده شوند.
با این حال همه درها روی بیماران دوجنسیتی بسته نیست. جراحی آخرین راه برای خلاص کردن بیمارانی است که از اختلال هویت جنسی رنج می‌برند تا آنها بتوانند در سال‌های باقیمانده از عمرشان یک زندگی عادی بدون احساس دوگانگی بین زن یا مرد بودن را تجربه کنند. امروزه بیماران زیادی در دنیا خواهان انجام جراحی تغییر جنسیت هستند یا تحت این عمل قرار گرفته‌اند. همین موضوع بهانه‌ای شد تا با دکتر بهرام میرجلالی، فوق تخصص جراحی تغییر جنسیت و اولین جراح تغییر جنسیت به گفت‌وگو بنشینیم.
دکتر میرجلالی از سال 56 تاکنون بیش از 1500 جراحی تغییر جنسیت انجام داده و همچنین بیش از 50 جراح تغییر جنسیت را در ایران تربیت کرده است. وی که 45 سال است جراحی‌های تغییر جنسیت در ایران انجام می‌دهد، تاکید می‌کند با وجود هزینه چشمگیر جراحی‌های تغییر جنسیت در دنیا، این جراحی در کشور ما براساس استانداردهای روز دنیا با همان امکانات و تجهیزات پزشکی و با هزینه‌های به مراتب کمتری انجام می‌شود.

گفت‌وگوی ما با دکتر میرجلالی پیش روی شماست.

ترانس سکشوال به چه بیماری گفته می‌شود؟
ترانس سکشوال یا TS جزو اختلالات هویت جنسی محسوب می‌شود. اختلالات هویت جنسی یعنی مشکلاتی که یک فرد در باور و پذیرفتن جنسیت خودش دارد و در واقع با رفتار و منش اجتماعی جنس دیگری در اجتماع زندگی می‌کند. ترنس سکشوال‌ها را جزو آخرین گروه اختلالات جنسی قرار می‌دهند که تعداد خیلی کمی‌را در هر جامعه‌ای شامل می‌شوند و براساس آمار از هر صد هزار نفر، سه تا چهار نفر مبتلا به این بیماری هستند.

آیا نشانه‌های این اختلال از کودکی در افراد قابل تشخیص است یا در سن بلوغ یکباره بروز می‌کند؟
خیر. به هیچ وجه یکدفعه‌ای نیست. در واقع این زمینه از کودکی وجود دارد و حتی می‌شود گفت یک زمینه ژنتیکی هم دارد و از زمان جنینی که کودک در بدن مادر است این اختلالات شکل می‌گیرد. مثلا یک پسر بچه از سن سه، چهار سالگی دنبال بازی‌های جنس خودش نمی‌رود یا در مدرسه نمی‌تواند با همکلاسی‌هایش بجوشد و بازی کند و این موضوع در دوره بلوغ خیلی مشخص‌تر بروز پیدا می‌کند. در سن بلوغ همین بدنی که مذکر یا مونث ساخته شده از خودش عوارض و علائم جنسی نشان می‌دهد. آنها نمی‌توانند این تغییرات را بپذیرند و دلیل اصلی آن را هم نمی‌دانند و همین موضوع تعارض خاصی در آنها ایجاد می‌کند که گاه باعث درگیر شدن آنها با خانواده و اطرافیان نیز می‌شود.

علم پزشکی در دنیای امروز توانسته برای دلیل این بیماری پاسخ قانع‌کننده‌ای پیدا کند؟
پزشکان و محققان پس از ده سال بحث و بررسی توانستند بفهمند در مغز چه اتفاقی رخ می‌دهد. در مغز انسان قسمتی به نام هیپوتالاموس وجود دارد که خودش از قسمت‌های مجزایی تشکیل شده که یکی از آنها مشخص‌کننده جنسیت و رفتار انسان است. این نقطه در تی‌اس‌ها واژگون شده است. البته این فعلا تنها چیزی است که توانسته اند کشف کنند. مثلا برای یک پسر، آن بخش از هیپوتالاموس دخترانه است و برای یک دختر، پسرانه شکل گرفته است. اصولا این ناهماهنگی یا اختلال در دوران جنینی اتفاق می‌افتد.

چرا در برخی موارد برخوردهای نامناسبی با این بیماران می‌شود؟
متاسفانه اغلب بیماران ترانس سکشوال با همجنسگراها اشتباه گرفته می‌شوند و به همین دلیل هم از سوی جامعه با رفتارهای ناخوشایندی مواجه می‌شوند، در حالی که این دو گروه زمین تا آسمان با هم متفاوت هستند. همجنسگراها از جنسیت خودشان کاملا راضی هستند. در حالی که بیماران تی‌اس با هویت جنسی‌شان مشکل دارند و نمی‌توانند با آن کنار بیایند.

از ویژگی‌های روحی و رفتاری بیماران مبتلا به تی‌اس بگویید.
توجه کنید کودکی که از چهار، پنج سالگی با یک چنین ناهماهنگی رشد کرده، زمینه شکست قوانین در او خیلی بیشتر است، زمینه بروز اختلالات روانی نیز در او قوی‌تر است چون توقعاتش از زندگی چیزهای دیگری است. این افراد بسیار حساس و شکننده‌ هستند.
کسانی که عمل نمی‌شوند در همین تضاد جسم و روح مجبورند زندگی کنند و متاسفانه بیشتر از یک سوم آنها حتی خودکشی می‌کنند. کسانی هم که عمل می‌شوند، اگر شرایط خانوادگی و اجتماعی مساعدی نداشته باشند و زیر نظر روانپزشک دوره‌ مشاوره بعد از عمل را نگذرانند، احتمال خودکشی در آنها هم وجود دارد،‌ آن هم نه به دلیل تضاد روحی و جسمی‌بلکه به دلایل اجتماعی.

یک بیمار تی‌اس برای گرفتن مجوز جراحی باید چه مراحلی را طی کند؟
وقتی فرد بیمار از روانپزشکی که زیر نظر او بوده نامه‌ای برای ما می‌آورد که گویای وجود چنین مشکلی در اوست، به این ترتیب کار اصلی شروع می‌شود. این بیمار باید به دادسرا فرستاده شود تا در دادسرا پس از انجام مراحل قانونی به پزشکی قانونی برای بررسی بیشتر معرفی شود. در کمیسیون پزشکی قانونی بعد از مجموعه‌ای آزمایش‌ها، معاینات پزشکی و مشاوره‌های روانی رای نهایی صادر می‌شود که همان برگه پزشکی قانونی و مجوز نهایی عمل جراحی است، همین روند ممکن است حداقل شش ماه طول بکشد. متاسفانه این روند طولانی باعث نارضایتی بیماران می‌شود که عواقب آن بعد از جراحی خود را نشان می‌دهد یعنی خیلی از این افراد بعد از جراحی دیگر تمایلی ندارند دوره‌های مشاوره را ادامه دهند، چون این کار را خسته‌کننده می‌دانند.

بیشتر تغییر جنسیت‌ها از مرد به زن است یا زن به مرد؟
تقریبا تعدادشان مساوی است، اما مردها حدود 2 تا 3 درصد بیشترند. مثلا از 100 مورد 52 مورد پسر هستند که می‌خواهند دختر شوند و 48 مورد دختر هستند که قصد دارند پسر شوند. در این میان، درصد کسانی که عمل می‌شوند و کسانی که احتیاج به عمل دارند، متفاوت است. کسانی که مرد هستند چون بیشتر در اجتماع هستند و بیشتر دیده می‌شوند و حتی ممکن است بیشتر با واکنش‌های منفی اطرافیان مواجه شوند بیشتر متقاضی جراحی هستند؛ اما دختری که حجاب دارد کمتر برای عمل مراجعه می‌کند چون شرایط ظاهری و رفتارهایش طوری نیست که چندان در اجتماع جلب توجه کند.

کدام جراحی سخت‌تر است؟
از لحاظ جراحی به‌طور کلی تفاوت وجود دارد. جراحی مردی که می‌خواهد به زن تبدیل شود منطقی‌تر و آسان‌تر و طولانی‌تر است، اما در مورد زن‌هایی که قراراست مرد شوند هنوز عملی که بتواند در آنها به نوعی توان رابطه جنسی ایجاد کند کشف نشده است. البته از لحاظ روانی و اجتماعی برعکس است. یعنی آنهایی که زن هستند پس از جراحی هم خصوصیات یک مرد کامل را پیدا می‌کنند هم از لحاظ اخلاقی و هم رفتاری، اما برعکس برخی مردهایی که زن شده‌اند فقط رفتارها و حرکات لوس و اغراق شده‌ای را به نمایش می‌گذارند .اینها بچه‌داری و خانه‌داری هم می‌کنند. در کل زن‌ها بهتر در جامعه پذیرفته می‌شوند. اغلب‌شان ازدواج می‌کنند و شغل دارند، اما امکان بچه‌دار شدن ندارند. زیرا فقط بخش ظاهری و بیرونی بدن مورد اصلاح قرار می‌گیرد. مثلا با تزریق هورمون مردانه برای این‌که ریش دربیاورند یا تزریق هورمون زنانه برای این‌که چهره‌شان از حالت مردانه خارج شود، تلاش می‌کنند بخش بیرونی بدنشان را اصلاح کنند.

آیا بیماران تی اس ترجیح می‌دهند بعد از جراحی واقعیت گذشته خودشان را پنهان کنند؟
بله، متاسفانه همین‌طور است، این موضوع هم خیلی وقت‌ها برایشان گران تمام می‌شود و حتی گاهی کار به متارکه در زندگی مشترک هم ممکن است کشیده شود، زیرا برخی از این بیماران پس از جراحی ترجیح می‌دهند واقعیت را به طرف مقابل‌شان نگویند و صرفا عنوان کنند که به دلیل یک بیماری خاص تحت جراحی قرار گرفته‌اند. البته این تنها دلیل به مشکل خوردن این بیماران پس از انجام جراحی و ازدواج نیست.
متاسفانه دیده می‌شود پسرهایی که تبدیل به دختر می‌شوند، پنهانکاری نیز در آنها بیشتر است. این دخترها پس از جراحی معمولا تبدیل به دختران زیبایی می‌شوند که خیلی به خودشان می‌رسند و می‌خواهند همواره در معرض توجه جنس مخالف قرار بگیرند. این افراد معمولا زودتر موفق به انتخاب همسر می‌شوند، اما واقعیت را به طرف مقابل‌شان نمی‌گویند.

آیا موردی دیده‌اید این بیماران با هم ازدواج ‌کنند؟
بله. در شیراز زوجی را می‌شناسم که با هم ازدواج کرده‌اند و یک فرزند هم دارند البته از طریق رحم اجاره‌ای، چون در غیر این‌صورت امکان فرزنددار شدن وجود ندارد.

معمولا این جراحی‌ها چقدر زمان نیاز دارد؟
این جراحی در زمره جراحی‌های سخت است که بسیار هم زمانبر است. در جراحی‌های تبدیل دختر به پسر، هر جلسه جراحی پنج ساعت طول می‌کشد. در مرحله اول باید بدن از مشخصات زنانه آزاد شود، مانند سینه و رحم و تخمدان در مرحله دوم باید پروتزهای لازم برای تبدیل به جنسیت مخالف گذاشته شود که این کار هم حداقل چهار ساعت طول می‌کشد. در مرحله دیگر باید فقط روی ناحیه جنسی کار کرد که این مرحله خودش به‌طور مجزا چندین ساعت زمان نیاز دارد پس می‌بینید حداقل به چند جلسه عمل نیاز است.
البته جراحی تبدیل مرد به زن هم گاهی در دو مرحله انجام می‌شود. اول ارگان‌های جنسی مردانه باید برداشته شود و سپس ارگان‌های جنسی زنانه باید در بدن قرار داده شود.

جراحی‌های تغییر جنسیت در ایران تا چه اندازه موفقیت‌آمیز است؟ شنیده شده برخی بیماران با عوارض بعد از جراحی مواجه می‌شوند و حتی نیاز به جراحی‌های مجدد پیدا می‌کنند.
بله. متاسفانه موارد زیادی دیده شده و البته شاید بخشی از این موضوع اجتناب‌ناپذیر هم باشد چون این جراحی کار بسیار سختی است. شاید ضروری باشد در این زمینه هشداری هم به بیماران بدهم. قطعا وقتی قراراست پزشکی را برای جراحی انتخاب کنند دقیق بررسی کنند و سپس به این کار مبادرت ورزند. در موارد بسیاری دیده شده برخی پزشکانی که دست به این جراحی‌ها می‌زنند از تخصص لازم برخوردار نیستند و همین نداشتن مهارت برای بیماران گران تمام می‌شود و آنها را مجبور به جراحی‌های چند باره می‌کند در حالی که پزشک بعد از عمل ممکن است زیر بار این‌که کارش را بدرستی انجام داده نرود.
‌اکنون تعدادی از بیماران ما را همین افراد تشکیل می‌دهند که بعد از ناموفق بودن عمل اول و عوارض آن حالا برای جراحی مجدد به پزشک دیگری مراجعه می‌کنند تا شاید در جراحی دوم مشکل‌شان حل شود، اما حتما خودتان هم قبول می‌کنید که دستکاری مداوم بدن کاری با ریسک بالاتر است.

آیا از خارج کشور نیز بیمارانی برای انجام عمل تغییر جنسیت به ایران مراجعه می‌کنند؟
بله. یک بخش از این موضوع به هزینه بالای جراحی تغییر جنسیت در دنیا برمی‌گردد که چون این رقم در کشورما کمتر است، برخی بیماران ترجیح می‌دهند این کار را در ایران انجام دهند.

شیوه جراحی‌های تغییر جنسیت و تجهیزاتی که در بیمارستان‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد، چقدر با استانداردهای روز دنیا مطابقت دارد؟
تکنیک همان است که در همه دنیا انجام می‌شود، اما این جراحی جنبه شخصی هم دارد. انتخاب روش جراحی بین پزشکانی که عمل تغییر جنسیت را انجام می‌دهند متفاوت است و هر پزشکی با توجه به تجربه‌ای که در سال‌های کارش کسب کرده روش خاص خودش را برای جراحی انتخاب می‌کند.

هزینه یک جراحی تغییر جنسیت در ایران چقدر است ؟
حدود ده تا 12 میلیون تومان. البته این هزینه خیلی به انصاف پزشک بستگی دارد گاهی ممکن است یک همکار پزشک ببیند بیمارش توان پرداخت این مبلغ را ندارد بنابراین از دستمزدش کم می‌کند البته این را هم بگویم هزینه این جراحی در خارج از کشور بسیار بیشتر و حداقل حدود 17 تا 25 هزار دلار است.

پرداخت این هزینه‌ها از سوی بیماران بدون مشکل و حمایت بیمه امکان‌پذیر است؟
متاسفانه اکثر بیماران ما که برای جراحی مراجعه می‌کنند از نظر وضع اقتصادی و توان مالی در شرایط نامطلوبی هستند و توان پرداخت چنین مبلغی را ندارند حتی خیلی‌هایشان از خانواده طرد شده‌اند پس ممکن است برای تامین این هزینه به هر آب و آتشی بزنند و در این میان آسیب‌های زیادی هم تهدیدشان کند.
طبیعی است وقتی پایشان به مطب یا کلینیک می‌رسد همه تلاش‌شان را می‌کنند که بتوانند از پزشک‌شان تخفیف بگیرند. اصلا ما در جراحی‌هایمان بخشی را از بیمار و بخش دیگر را از بهزیستی می‌گیریم و مقداری هم از سوی صندوق خیریه ویژه این بیماران پرداخت می‌شود.

برخورد والدین با موضوع تغییر جنسیت فرزندان‌شان چگونه است؟
متاسفانه در موارد زیادی بیشتر از این‌که وضع و حال بیماران توجه من را به خود جلب کند، این برخوردهای والدین آنهاست که جالب وقابل تامل است. در این سال‌ها با برخوردهای متفاوتی از والدین مواجه شده‌ایم حتی گاهی خیلی جدی کار به تهدید جانی هم رسیده است که البته خوشبختانه در نهایت این زور خود بیماران بوده که با مشاوره‌های پی در پی ما به مخالفت‌های سرسختانه برخی والدین چربیده است. پدری همراه پسرش به اینجا آمده بود. پسری با پوشش کاملا مردانه و رفتار و حرکات کاملا دخترانه. این پدر می‌گفت اگر به پسر من دست بزنید و او را جراحی کنید، مطمئن باشید که زنده نمی‌گذارم‌تان.
در یک مورد دیگر یک بیمار بیش از 20 بار آمده و رفته و حتی مبلغی نیز به‌عنوان ودیعه جراحی نزد بنده گذاشته، اما چون پدر و مادرش حاضر به پذیرفتن این مشکل نبودند اجازه جراحی را به فرزندشان نمی‌دادند. نتیجه این شد که بعد از 18 جلسه مشاوره با پدر و مادر توانستم روشن‌شان کنم چقدر فرزندشان از این بابت در عذاب است و آنها را به این جراحی راضی کنم.

رضایت والدین چقدر برای انجام جراحی‌ها ضروری است؟
براساس قانون تا قبل از هجده سالگی رضایت والدین قطعا باید باشد، اما از هجده سالگی به دلیل رسیدن فرد به سن قانونی صرفا رضایت خود بیمار و تائیدیه پزشکی قانونی کافی است.
البته در این میان از نکته‌ای مهم نباید غافل شد، خود من به انجام جراحی بدون رضایت والدین راضی نیستم و شاید خیلی از همکاران بنده نیز همین طور باشند. مهم‌ترین دلیلش هم این است که بعد از جراحی حمایت و همراهی خانواده از بیمار تی اس بسیار اهمیت دارد. پدر و مادر و خانواده هر فرد مبتلا باید در زمینه بیماری فرزندشان آگاه باشند زیرا مهم‌ترین مشکل ما در مواجهه با این بیماران ناآگاهی والدین آنها از شرایط خاص فرزندشان است. متاسفانه حتی در جامعه در سطوح مختلف گاهی در میان همکاران بنده در حوزه روانپزشکی و روان‌شناسی، پزشکانی را می‌بینیم که از ارتباط برقرار کردن با این بیماران اکراه دارند.

جالب‌ترین بیمار تی اسی را که در طول سال‌های طبابت‌تان با او برخورد کرده‌اید به یاد دارید؟
یک روز یک آقای حدود پنجاه و پنج ساله به من مراجعه و برایم تعریف کرد از کودکی بیماری تی. اس داشته، اما کسی به آن توجه نکرده است. این بیمار با همین شرایط ازدواج کرده و بچه‌دار هم شده است. یادم می‌آید آن زمان به او گفتم تو که تمام این سال‌ها با این شرایط زندگی کرده‌ای حالا این چند صباح باقیمانده از عمر را هم با این شرایط کنار بیا. اما آن بیمار جواب جالبی به من داد. گفت: من یک عمر آن‌طور که بودم، زندگی کردم، اما حالا می‌خواهم آن‌طور که دوست دارم باشم، زندگی کنم و بمیرم. در واقع او می‌خواست باقیمانده عمرش را با جنسیت واقعی‌اش زندگی کند. من هم جراحی این بیمار را بر عهده گرفتم و الان این بیمار خانم مسنی است که مزرعه‌ای در شمال کشور دارد و آنجا زندگی می‌کند و هراز گاهی هم به من زنگ می‌زند.

جوان‌ترین بیماری که عمل کردید، چه کسی بود؟
پسر یکی از پرستاران خودمان که به دلیل اصرار زیادی که داشت و از وضع خودش ناراضی بود حتی صبر نکرد که به هجده سالگی برسد و در همان پانزده سالگی تن به جراحی داد. البته زمانی که این عمل را انجام دادیم هنوز موضوع گرفتن مجوز جراحی از پزشکی قانونی مطرح نبود و همین که دو روان‌شناس می‌گفتند فرد به این بیماری مبتلاست کفایت می‌کرد و ما پزشکان می‌توانستیم آن فرد را عمل کنیم و حالا او یک بیمار سی ساله است.

مناسب‌ترین سن برای جراحی تغییر جنسیت چه سنی است؟
بهترین سن برای جراحی 18 تا 21 سال است، زیرا تا آن زمان تقریبا همه تغییرات فیزیولوژی مربوط به دوران بلوغ در افراد انجام شده و قطعا میزان موفقیت‌آمیز بودن جراحی نیز بیشتر خواهد بود.

منبع : جام جم آنلاین

[ چهارشنبه 7 آبان1393 ] [ 1:55 بعد از ظهر ] [ دلآرام ]
ترنس سکشوال که باشی ،
تازه اول همه حسرتهای دنیاست ...
دنیا دنیا حسرت ... حسرت به اندازه همه دنیا ...
از اسباب بازیهای زندگی کودکانه ات بگیر تا ... تا عاشق شدن دلت!
از اسمت بگیر تا لباس تنت ...
از گرگهای اطرافت بگیر تا دروغهای قشنگ هوس بازان ...
از ویترینهای لباس زنانه که باید فقط تماشاگرشان باشی تا لباسهای مردانه که مجبوری تنت کنی ...
از احساس در قفس مانده ی زنانه ات که آرزوی هر مردی است ...
از حس مادرانه ای که ... آه ...
از همه زندگی ات ... همه زندگی بر باد رفته ات ...
ترنس که باشی یعنی اینکه روزهایت را خط بزن تا بگذرد ...
یعنی این دنیا را بی خیال ...
یعنی منتظر مرگ باش ...
فقط همین !

[ جمعه 31 مرداد1393 ] [ 11:35 بعد از ظهر ] [ دلآرام ]
چه بی خبر رفتی ...

حتی بی خداحافظی ...

باورش سخت است ،

چه کنم با لحظه های بی تو ؟

چه کنم با دل نگران ؟

چی کنم با چشمان دوخته به راه و منتظر و بارانی ...

هر شب ،

در دل تاریکی ،

در چهار دیواری تنهایی ام ،

بین اشک چشم و آه دلم جنگ است ...

هر کدام می خواهد از آن دیگری سبقت بگیرد اما ،

حتی آنها هم کم می آورند بی تو !

مثل من ...

تو بگو ... چه کنم بی تو ؟

[ جمعه 26 اردیبهشت1393 ] [ 10:8 قبل از ظهر ] [ دلآرام ]
مریم خاتون ملک‌آرا،اولین دوجنسه شناخته‌شده کت و شلواری پوشید و قرآن را در پرچم ایران پیچید و کفش‌های خود را (مانند حر در واقعه عاشورا)از گردن آویزان کرد و راهی جماران شد.

به گزارش رویش نیوز به نقل از فاطر، مریم خاتون پور ملک‌ آرا اولین تراجنسی شناخته شده ایرانی بود که در سحرگاه ششم فروردین ۱۳۹۱ دیده از جهان فرو بست. شخصیت کاریزما و محکم او باعث شده بود تا بتواند از آیت الله خمینی (ره) جواز تغییر جنسیت افراد تراجنسی را بگیرد. جوازی که در تمام ادیان و در تمام دنیا اولین بود.

دید باز آیت الله خمینی (ره) و استقامت مریم خاتون باعث شد تا نه تنها ترنس‌‌های ایرانی بلکه تمام ترنس‌های مسلمان دنیا احساس آسودگی کنند و اسلام شیعی نیز به عنوان تنها دین حامی ترنس‌ها شناخته شود.

مریم خاتون پس از این کار نیز دست از تلاش خود بر نداشت و با تمام مشکلات سر راهش یک انجمن مردم نهاد رسمی (NGO) و تحت نظارت وزارت بهداشت و وزارت کشور را تاسیس کرد.

83875813f775767bc91bf67174369af5 عکس/دوجنسه‌ای که با امام(ره) دیدار کرد!
شرح ماجرا

در سال ۱۳۵۳ ملک آرا طی ملاقاتی با فرح پهلوی مشکلات خود را در میان گذاشت و فرح پهلوی به وی پیشنهاد داد تا تعدادی از تراجنسی‌ها را جمع کرده تا به این افراد امتیازاتی تعلق بگیرد اما این پیشنهاد به سرانجام نرسید.

پس از آن ملک آرا که خود را فردی مذهبی می‌دانست در پی حکم شرعی بود. وی پس از ملاقات با آیت الله بهبهانی و توضیح وضعیت خویش پیشنهاد ارسال نامه به آیت‌الله روح الله خمینی در نجف را از طرف ایشان دریافت کرد.

مریم خاتون می‌گوید «من به ایشان گفتم همیشه احساس می‌کنم یک زن هستم.

در سال ۱۳۵۴ مُلک‌آرا (فریدون سابق) که در صدا و سیمای آن زمان مشغول به کار بود پاسخ نامه خود را از سید روح‌الله خمینی (که توسط شاه در عراق در تبعید بود) دریافت کرد.

مریم خاتون می‌گوید: «برای امام نوشته بودم مادرم برای من تعریف کرده که در ۲ سالگی من با گچ خودم را مثل زنان آرایش می‌کردم و امام با تصور اینکه من یک دوجنسه هستم جواب دادند که باید طبق قوانین اسلامی یک زن شوم»

در سال ۱۳۵۷ مریم خاتون به پاریس سفر کرد تا با آیت الله خمینی(ره) ملاقات حضوری داشته باشد ولی ناموفق بود و پس از آن نیز انقلاب ۱۳۵۷ ایران رخ داد و مسیر برای گرفتن این تأیید بسیار سخت شد. ملک‌آرا از شغل خود اخراج شد و به اجبار به او هورمون‌های مردانه تزریق شد و تحت درمان روانپزشکان و درمان‌های اشتباه قرار گرفت.

فتوای تغییر جنسیت

مُلک‌آرا تسلیم نشد و سعی کرد با روحانیان با نفوذ آن زمان، از جمله آیت‌الله هاشمی رفسنجانی ملاقات داشته باشد. در سال ۱۳۶۳ از طریق دفتر آیت الله جنتی نامه‌ای برای سید روح الله خمینی (ره) نوشت که جوابی که آمد شبیه به فتوای اول بوده و مربوط به افراد دو جنسیتی می‌شد.

او سعی کرد آیت الله خمینی را در جماران ملاقات کند. ولی این کار ساده‌ای نبود زیرا جماران تحت تدابیر امنیتی شدید بود. ملک‌آرا کت و شلواری پوشید و قرآن را در پرچم ایران پیچید و کفش‌های خود را از گردن آویزان کرد (مانند حر در واقعه عاشورا) و راهی جماران شد. مأموران امنیتی جلو وی را گرفتند و با وی برخورد کردند ولی آیت‌الله حسن پسندیده (برادر بزرگتر امام خمینی) پس از دیدن ملک‌آرا، اجازهٔ ورود وی را داد و شخصاً او را داخل منزل برد.

پس از ورود، ملک‌آرا سعی کرد وضعیت خود را توضیح دهد ولی مأموران امنیتی به پارچه‌ای که به دور سینهٔ وی پیچیده شده بود شک کرده و تصور کردند وی مواد منفجره حمل می‌کند بعد از باز کردن پارچه متوجه می‌شوند سینه‌بند بوده، زنان حاضر در خانه به ملک‌آرا چادری می‌دهند تا وی خود را بپوشاند.

در همین حال پسر امام خمینی (ره)، سید احمد خمینی وارد شد و تحت تأثیر داستان ملک‌آرا قرار گرفت و قول کمک به ملک‌آرا داد. ملک‌آرا تحت فشار عصبی بیهوش شد.

ملک‌آرا می‌گوید: «آنجا بهشت بود، فضا، لحظه و همه چیز برای من بهشت بود. در راهرو بودم و می‌شنیدم که امام خمینی (ره) از اطرافیان خود عصبانی هستند و فریاد می‌زنند که چرا با کسی که به ما پناه آورده اینگونه برخورد می‌کنید و باعث آزار این فرد شده‌اید. امام خمینی (ره) می‌گفت این بنده خداست. امام با ۳ تن از پزشکان مورد اعتماد خود مشورت کرد و درباره تفاوت تراجنسی و دوجنسه و خنثی مشکل از آنان پرسید. بعد از این همه چیز برای من فرق کرد.

او خانهٔ آیت‌الله خمینی را ترک کرد و نامه‌ای در دستان وی بود که اجازه می‌داد ملک آرا و تمام تراجنسی‌ها در ایران تغییر جنسیت دهند. آن نامه فتوای آیت‌الله خمینی بود. همان چیزی بود که ملک‌آرا برایش آمده بود.
52a75beabc5b9b51adcf38a0ab1351c0 عکس/دوجنسه‌ای که با امام(ره) دیدار کرد!
به اعتقاد رابرت تیت خبرنگار گاردین، فتوای آیت الله خمینی (ره) که در آن در صورت تحقق شرایطی، عمل جراحی برای تغییر جنسیت مجاز دانسته می‌شد تأثیر پایداری بر جا گذاشت زیرا اکنون ایران به صورت کشور پیشگام در عمل جراحی برای تغییر جنسیت درآمده‌است.

ملک‌آرا پس از این کار درپی این بود تا استانداردهای تغییر جنسیت را در ایران برقرار کند و به تراجنسی‌های دیگر کمک کند. مریم ملک آرا انجمن حمایت از بیماران مبتلا به اختلالات هویت جنسی ایران را در سال ۱۳۸۶ هجری شمسی با کمک چند نفر از پزشکان برای حمایت از تراجنسی‌های ایرانی ثبت کرد.

951a592ddba2976ea1ad561236eaa892 عکس/دوجنسه‌ای که با امام(ره) دیدار کرد!
ملک آرا در سال ۲۰۰۱ در تایلند تحت عمل جراحی قرار گرفت زیرا به هیچ عنوان از جراحی‌های داخل ایران رضایت نداشت.

مریم خاتون پور ملک آرا در نهایت در ۶ فروردین ۱۳۹۱ (۲۵ مارس ۲۰۱۲) در خانه خود بر اثر سکته درگذشت و در محل تولدش در آبکنار، بندر انزلی به خاک سپرده شد.

[ پنجشنبه 24 بهمن1392 ] [ 10:57 قبل از ظهر ] [ دلآرام ]
این روزها باز هم خیلی بیشتر از قبل تو فکرم ...

انگار بازم به جایی رسیدم که باید کاری بکنم ...

نمیدونم چی خوبه چی بده ...

از بس فکر کردم راجع بهش فکرم زایل شده ...

الآن 7 ساله که دارم فکر میکنم ... که بالاخره باید چیکار کنم ...

فکر از دست دادن داشته هام پاهامو برای رفتن به جلو سست میکنه ...

از طرفی آرزوهای کوچیک و شیرین زندگیم تو دلم مونده ...

نمیدونم از دست دادن خانواده ، کار ، موقعیت اجتماعی و خانوادگی مهمه یا بدست آوردن هویت جدیدم ...

هویتی که حق منه ... هویتی که من باهاش بدنیا اومدم ...

نمیدونم بعد پروانه شدن چی میشه ... میترسم از سرزنش دیگران ...

میترسم از تنها موندن و تنها زندگی کردن ...

میترسم از اینکه پروانه شدنم به قیمت خیلی چیزها تموم بشه ...

میترسم زندگی بعد از پروانه شدن اون چیزی نشه که دلم میخواد ...

میترسم از پشیمونی ...

کم کم دارم به 32 سالگی میرسم ... خدایا ... داره دیر میشه ...

دست کمک دراز میکنم به  طرف هم قفس هایی که آزاد شدن ... اونهایی که پروانه شدن

لطفا کمکم کنید ... بگید که اونور چه خبره؟ ... بگید برای پروانه شدن باید چیکار کنم ...

بگید راهش چیه؟ ... شاید بهتره بعضی از ماها تو همین پیله بمونیم ... نمیدونم ...

کمکم کنید ... راهنماییم کنید ... داره دیر میشه برای همه چیز ...

[ پنجشنبه 12 دی1392 ] [ 4:39 بعد از ظهر ] [ دلآرام ]
باز دوباره با نگاهت ، این دل من زیرو رو شد

باز سر کلاس قلبم ، درس عاشقی شروع شد

دل دوباره زیرو رو شد

با تموم سادگی تو ، حرفتو داری میگی تو

میگی عاشقت میمیونم ، میگم عشق آخری تو

حرفتو داری میگی تو

میدونی حالم این روزا بدتر از همست

آخه هرکی رسید دل ساده ی من رو شکست

قول بده که تو از پیشم نری

واسه من دیگه عاشقی جاده ی یک طرفست

میمیرم بری آخرین دفعست

پرواز تو قفس شدم بی نفس شدم

دیگه تنها شدم توی دنیا بدون خودم

راستشو بگو این یه بازیه

نکنه همه حرفای تو مثه حرف همه

صحنه سازیه این یه بازیه

بی هوا نوازشم کن ، اشک و غصه هامو کم کن

با نگاه بی قرارت باز دوباره عاشقم کن

اشک و غصه هامو کم کن

قلب من بهونه داره ، حرف عاشقونه داره

راه دیگه ای نداره ، غیر از اینکه باز دوباره

سر رو شونه هات بزاره

[ یکشنبه 12 آبان1392 ] [ 9:44 بعد از ظهر ] [ دلآرام ]
من اینجا ، این گوشه تنها نشسته ام ...
چشم به افق ...
گاهی عابری می آید و میگذرد ...
انگار که ندیده باشد مرا ...
می رود و در افق ناپدید می شود ...
گاهی اما ،
صدای گامها در همین نزدیکی قطع می شود ...
سرم را که بالا میگیرم ،
چهره ای را میبینم لبخند به لب ...
کنارم روی نیمکت مینشیند و دستانم را در دستانش میگیرد ...
از گرمی دستانش ، سردی تنهاییم رنگ می بازد ...
من غرق در نگاهش فراموش میکنم تنهاییم را ...
اما به ناگاه بلند می شود !
دستم را می فشارد و لبخندی میزند ...
و آرام رهایم می کند و راهی می شود ...
نگاهم را که بر میگردانم سمت او ،
آن دوردستها ،
کسی را میبینم ...
نگاهش به عابر ،
منتظر ،
دور شدن عابر را میبینم ...
و دست به دست هم دادنشان را ...
و دور و ناپدید شدنشان را ...
و باز هم من ماندم !
من و تنهایی ...
روی نیمکت تنهای تنها ...
و باز من ماندم تنها ...

دیگر به عابرها دل نمیبندم . . .

[ یکشنبه 23 تیر1392 ] [ 6:49 بعد از ظهر ] [ دلآرام ]
دلم یک شب بهاری میخواهد
یک اتاق نیمه تاریک
پنجره ای رو به آسمان
و مهتاب
دلم یک خلوت دو نفره میخواهد
تو باشی و من
دست در دست هم
چشم در چشم هم
نفس به نفس
تنم اما ،
لمس دستانت را
گرمای نفسهایت را میخواهد
تا آب شود یخ زمستانش
تا جوانه بزند در بهارت
دلم یک عشق بی دریغ میخواهد
بی چشمداشت ،
بی سیاست ،
بی توقع ،
بی ریا ،
به رنگ آب ، شفاف مثل آب
دلم هوای یک هوای دو نفره کرده
گرم و دم کرده
دلم یک اضطراب شیرین میخواهد
اضطراب با تو بودن
تو را داشتن
مال تو بودن
تو ،

تویی که روزی خواهی آمد ...


[ سه شنبه 21 خرداد1392 ] [ 11:26 بعد از ظهر ] [ دلآرام ]

باز هم تیک تاک ساعت بود و

گذر لحظه های کوچکتر از ثانیه ها ...

باز هم گذر لحظه ها بود و حس گذر از زمان ...

باز هم من بودم و یک حس غریب ،

مثل هر سال ...

حسی بین غم و شادی ،


حسی بین گریه و خنده ،

و

همان لحظه

با شمارش تپش های قلبم ،

تحویل شد زمین و زمان ،

و دعا کردم که

" خدایا ما را آن ده که آن به "

به امید روزهای شاد و قشنگ برای همه

[ جمعه 2 فروردین1392 ] [ 7:44 بعد از ظهر ] [ دلآرام ]
روز به روز می تنم به دور خود

تاری از جنس مردانگی

تاری از جنسی محکم تر از جنس مرد

تاری که دیگر دستانم قدرت پاره کردن آن را ندارند

می تنم پیله ای از جنس تنهایی

پیله ای که روح زنانه ام را اسیر خود کرده

و در تاریکی سیاه چال سرنوشت ،

محکوم به مرگش کرده

پیله ای بر روی تمام خواسته ها و آرزوهایم

آرزو؟ !

آری آرزو ، اما آنچنان کوچک که در خیال کسی نمیگنجد!

پیله ای بر روی تمام زندگی ام

همچو کفنی بر روی یک مرده !

و در اسارت این تارها فریاد میزنم :

آی آدمها

پروانه وجودم در تاری افتاده است که عنکبوتش سیر است !

نه می تواند پرواز کند ،

نه می تواند بمیرد . . .


[ شنبه 14 بهمن1391 ] [ 10:31 بعد از ظهر ] [ دلآرام ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

پروانه وجودم در تاری افتاده است که عنکبوتش سیر است، نه می تواند پرواز کند نه می تواند بمیرد ... من یک ترنس سکشوال M to F هستم. نمی دانم چرا ! تنها خود خدا می داند که چرا ...




امکانات وب
  • پست بای
  • غاز