![]() |
![]() |
|
|
صبح ... طلوع آفتاب ...
با طلوع آفتاب تو در وجودم طلوع می کنی ... آفتاب که می تابد تو هم می تابی ... می درخشی ... در آسمان تاریک وجودم می تابی و روشنش می کنی ... سرزمین سرد و تاریک وجودم را گرم می کنی ... گرم گرم ... و روز من با تو شروع می شود ... شروعی گرم و آفتابی ... در لحظه لحظه ام وجود داری ... وجودت را حس می کنم ... با تمام وجودم وجودت را حس می کنم ... حس می کنم دست در دست گرمت گذاشته ام و تو در کنارم هستی ... با من راه می روی ... می نشینی ... حرف می زنی ... می خندی ....... زیر درختان زرد برگ پاییزی ... روی برگهای خشک راه می روم ... صدای خش خش قدمهایت را می شنوم ... تو با منی ... با من ... برای همیشه ... حتی اگر روزی مجبور باشم که دیگر با تو نباشم ... آری برای همیشه با من خواهی بود ... در فکر و ذهنم ... در لحظه لحظه زندگیم ... در قلبم ... من هم می خواهم با تو باشم ...
برای همیشه ...
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 20 مهر1385ساعت 9:9 قبل از ظهر توسط دلآرام |
|
|
به سوی تو، به شوق روی تو نشان تو گه از زمین گاهی |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 16 مهر1385ساعت 1:36 بعد از ظهر توسط دلآرام |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
پروانه وجودم در تاری افتاده است که عنکبوتش سیر است، نه می تواند پرواز کند نه می تواند بمیرد ... من یک ترنس سکشوال M to F هستم. نمی دانم چرا ! تنها خود خدا می داند که چرا ...
|
| پیوندهای روزانه |
|
انجمن حمايت از بيماران مبتلا به اختلال هويت جنسی ايران آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
بوسه (ts) شیوا و مونا (ts) پری سا (ts) غزل بانو (ts) ناهید (ts) ستاره (ts) رزی (ts) ماریا |
|
RSS
|