![]() |
![]() |
|
|
ديروز با مادرم صحبت كردم بهش گفتم مي خوام عمل كنم ... مي خوام خودم بشم ... مي خوام زندگي كنم ................... اما اون ... مادرم ... گفتش كه اين كار امكان پذير نيست ... گفتش كه اعضاي بدن تو مردانه رشد كرده و ديگه نمي شه كاريش كرد ... گفتش كه تو نمي توني بچه دار بشي ... نمي توني در آينده زندگي موفقي داشته باشي ... گفتش كه نمي توني حرفها و نگاههاي مردمو تحمل كني ... گفتش كه نمي خواد من بعد از عمل بمونم كنج خونه ... گفتش كه نمي خواد ناراحتي منو ببينه ... تازه از مخارج جراحي بهش نگفتم ... اگه مي گفتم كه .......... خدايا ! ... خدايا ! تو شاهدي كه نمي خوام ناراحتيشو ببينم ... وقتي چشمم تو چشاي مهربونش ميفته دلم هري ميريزه ... مي دونم كه الان همش تو فكر منه ... ميگفت كه باورش نميشه ... باورش نميشه كه من اينطوري باشم ... مي گفت كه انگار داره خواب ميبينه دلم براش مي سوزه ... مي سوزه ... دلم براي خودم مي سوزه ... خدايا ! چرا ؟! خدايا دوست داشتم كه اون طوري كه مي خوام باشم ... اونطوري كه مي خوام زندگي كنم ... با كسي كه دوستش دارم ... عاشقش شدم ... اون هم منو دوست داره ... عزيز دلم ... مهربونم ... اي كاش تو رو درگير زندگي خودم نمي كردم ... مي سوختم و مي ساختم اما نمي ذاشتم تو عاشقم بشي ... اي كاش توانشو داشتم ... اما قبول مي كنم كه ديگه تواني برام نمونده ... ديگه صبر و تحملم ته كشيده ... ته كشيده ... خداياي مهربون كمكم كن ... خدايا گره هر مشكلي دست خودته ... بازش كن ... خدايا! فرجي ... گشايشي ... معجزه اي ... خدايا ! كمكم كن! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1 آبان1385ساعت 12:6 بعد از ظهر توسط دلآرام |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
پروانه وجودم در تاری افتاده است که عنکبوتش سیر است، نه می تواند پرواز کند نه می تواند بمیرد ... من یک ترنس سکشوال M to F هستم. نمی دانم چرا ! تنها خود خدا می داند که چرا ...
|
| پیوندهای روزانه |
|
انجمن حمايت از بيماران مبتلا به اختلال هويت جنسی ايران آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
بوسه (ts) شیوا و مونا (ts) پری سا (ts) غزل بانو (ts) ناهید (ts) ستاره (ts) رزی (ts) ماریا |
|
RSS
|