تبليغاتX
حرفهای نگفته

سلام

این دفعه نمی خوام از مشکلات بگم ... چون با گفتن که مشکلی حل نمی شه

باید به جنگ مشکلات رفت و اونها رو از پا در آورد.

می خوام از کسانی که جراحی کردن و الآن دارن زندگیه جدیدی رو تجربه می کنن

خواهش کنم که خودشون رو کنار نکشن و به ما کمک کنن چون خودشون هم یه روزی

مثل ما بودند ... به ما بگن که الآن وضعیتشون چطوره ... آیا از جراحی که کردن راضی هستن؟

آیا از زندگیه جدیدی که شروع کردن احساس رضایت می کنن؟ ...

زندگی که الآن دارن چقدر با اون معیارهایی که داشتن تطابق داره؟ آیا از جسمشون راضی هستن؟

آیا ازدواج کردن؟ ... از زندگیه مشترکشون راضین؟ ... برخورد خانواده هاشون چطوره؟

شما ! شما که جراحی کردید! ازتون می خوام که ما رو که هنوز این طرفه پل هستیم رو راهنمایی کنید

چون هنوز هم غباری از تردید روی تصمیمون نشسته ... از شما می خوام که این غبار رو بتکونید تا

تصمیم ما روشن و واضح نمایان بشه. خیلی از شما ممنونم ... امیدوارم زندگیه خوبی سرشار از شادی

و نشاط با عزیزانتون داشته باشید.

خدایا به من قدرتی عنایت فرما تا بتوانم این هجرت بزرگ را به انجام رسانم

هجرت از خویش به خویشتن

یا امام رضا ! یا امام رضا ! یا غریب الغربا !

ما هم یه جورایی تو این دنیا غریبیم ... بد جوری دلم هواتو کرده آقا جونم ... قربونه گنبد طلات برم ...

ازت می خوام کمک کنی ...

یا شفیعا عند الله اشفع لنا عند الله

من که توی سیاهیا از ههمه رو سیاهترم       میونه اون کبوترات با چه رویی بپرم

التماس دعا !
+ نوشته شده در  سه شنبه 19 تیر1386ساعت 11:4 قبل از ظهر  توسط دلآرام |