![]() |
![]() |
|
|
گریه کن ... گریه کن ... گریه کن تا بغض تل انبار شده ات خالی شود ... گریه کن تا درد دل بیچاره ات تسکین یابد ... گریه کن ... گریه کن به خاطر آرزوهای کوچک و شیرین اما محالت ... گریه کن به خاطر روزها و شبهای بر باد رفته ات ... گریه کن به خاطر آینده تار و مبهم و مه گرفته ات ... گریه کن ... گریه کن به خاطر مشکلات همچو کوهت ... گریه کن تا چشمانت درد سنگین دلت را قطره قطره بیرون بریزد ... گریه کن به خاطر مادر مهربانت که با نگاهش التماست می کند ... گریه کن به خاطر پدر پیرت که اگر بفهمد ... وااای اگر بفهمد ... گریه کن به خاطر دل بی تابت ... دلی که دلداده عشق است ... گریه کن به خاطر عشقت ... دلت برایش تنگ شده؟ ... گریه کن به خاطر عشق عزیزت که آینده اش را فدای تو کرده ... گریه کن ... گریه کن ... شاید دردت تسکین یابد ... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 13 دی1386ساعت 4:33 بعد از ظهر توسط دلآرام |
|
|
همیشه از دیدن به دنیا اومدن یک پروانه زیبا از یک پیله لذت می برم به نظرم اتفاق خیلی بزرگیه ... البته واسه پروانه ... با خودم میگم : خوش به حالش ... چقدر خوشگل شده وااااای! نمی دونم چرا اما فکر می کنم چون آرزوی خودم هم تغییر کردنه به خاطر همین خوشم میاد ... همیشه منتظر یک اتفاق بودم ... یک تغییر ... یک معجزه ... اما چند وقتیه فهمیدم که خودم باید دست به کار بشم ... معجزه آنچنانی که من منتظرش بودم در کار نیست ... فقط باید امید به یاری خدا داشته باشم ... به لطف و رحمتش ... خدایا ! ... تو که همیشه با منی ... ای نزدیکتر به من از من ... ای که آفریدی ما را به بهترین شکل ... تبارک الله احسن الخالقین! ای که آفریدی کهکشانها را از برای ما ... باران را ... کوه را ... دریا را ... خدایا امید داریم به قدرتت ... غیر از تو کسی را نداریم ... ما ضعیفیم در مقابلت و تویی دانای توانا ! و من ... در حیرانیم ... در گیجی مطلق ... در بلا تکلیفی ... خدایا آیا راهی هست؟ ... آیا راهی برای من هست ؟... تا زندگیم را آنچنان کنم که تو خواهی ... گرفتارم ... گرفتارم در اسارت اوهام ... در اسارت تن ... اوهام و خیالات توان تفکر را از من گرفته ... خدایا ! تنم را شایسته آفریدی شکر! اما ... اما ... نمی دانم به کدامین سوی روانم ... بی هدف ... مگر نگفتی دنیا مزرعه آخرت است؟! من در حال از دست دادن دنیا هستم خدایا ! یعنی آخرتم هم از دست می رود؟! ... خدایا رحم کن ! خدایا یاری کن ! ... خدایا یاری گری بفرست ... خدایا ! آیا یاری کننده ای هست تا مرا یاری کند؟! |
|
+ نوشته شده در
جمعه 7 دی1386ساعت 12:18 بعد از ظهر توسط دلآرام |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
پروانه وجودم در تاری افتاده است که عنکبوتش سیر است، نه می تواند پرواز کند نه می تواند بمیرد ... من یک ترنس سکشوال M to F هستم. نمی دانم چرا ! تنها خود خدا می داند که چرا ...
|
| پیوندهای روزانه |
|
انجمن حمايت از بيماران مبتلا به اختلال هويت جنسی ايران آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
بوسه (ts) شیوا و مونا (ts) پری سا (ts) غزل بانو (ts) ناهید (ts) ستاره (ts) رزی (ts) ماریا |
|
RSS
|