تبليغاتX
حرفهای نگفته

تا به حال دست و پا زدن یک نفر در دریا را دیده ای؟

او دارد غرق می شود ! ... نمی خواهی کمکش کنی؟ ... نمی خواهی نجاتش دهی؟ ...

تا به حال سوختن یک نفر در آتش را دیده ای؟

نمی خواهی کمکش کنی؟ ... او دارد می سوزد ! ... آتش مانند کارد در جانش فرو رفته...

تا به حال پرنده در قفس دیده ای؟

نمی خواهی کمکش کنی تا آزاد شود؟ ... آخر او خسته است از چهار کنج قفس ...

تا به حال زمین خوردن کسی را دیده ای؟

نمی خواهی کمکش کنی؟ ... نمی خواهی دستش را بگیری تا بر خیزد؟ ...

تا به حال دیده ای کسی گریه کند؟

نمی خواهی آرامش کنی؟ ... دردش را جویا شوی؟ ... تسلیش دهی؟ ...

تا به حال دیده ای ........

 

              

                   خدایا با ما چنان کن که تو شایسته آنی نه آنچه که ما سزاوار آنیم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 28 فروردین1387ساعت 8:1 بعد از ظهر  توسط دلآرام |