تبليغاتX
حرفهای نگفته

بعضی وقتها فکر می کنم کاشکی اصلا نمی دونستم دردم چیه ...

نمی دونستم درمانش چیه ... نمی دونستم بعضیها مثل من هستن ...

شاید اون موقع می تونستم مثل سابق زندگی رو ادامه بدم ...

زیاد درگیری فکری نداشته باشم ... نه اینکه قبلا فکرم درگیر این مسئله نبود

نه ... قبلا هم به خودم و وضعیتم زیاد فکر می کردم ... اینکه چرا اینطوریم ...

چرا مثل بقیه نیستم یا چرا اونها مثل من نیستن ... اینکه آخرش چی میشه ...

اما از وقتی که فهمیدم خیلیها مثل منن ... از وقتی که فهمیدم دردم چیه ...

اسمش چیه ... علتش چیه ... زندگیم عوض شد ... یک جور دیگه شد ...

انگار حقی دارم که باید بگیرم ... کاری دارم که باید انجامش بدم و تمومش کنم ...

جرات پیدا کردم ... جرات اینکه حرفهای ناگفته چندین ساله رو بگم ...جرات اینکه

بخوام کاری واسه خودم بکنم ...جرات اینو پیدا کردم که یک نفر دیگه رو درگیر

زندگی نفرین شده ام بکنم ... آخه گناه اون چی بود؟! ... دوستش داشتم ...

نتونستم ازش بگذرم ... حالا هم نمی تونم ازش بگذرم ...

خدایا الآن چیکار کنم؟ ... زندگیم خیلی پیچیده شده ... خیلی پیچ در پیچ ...

سردرگم شدم ... خسته شدم ... خدایا تو بگو الآن چیکار کنم؟!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 آذر1387ساعت 9:7 بعد از ظهر  توسط دلآرام | 

فتوای آیت الله صانعی:

سوال : براى زنان و مردان و اشخاص خنثى كه تغيير جنسيّت در عمل براى آنان ممكن است تا آنان را به احدالجنسين ملحق كنند و همچنين زنان و مردانى كه آثار مرد يا زن بودن به روشنى در آنها ديده مى شود، ليكن تمايل به تغيير جنسيت و به عبارت روشن تر، تنقيص جنسيّت دارند. (براى اينكه در خود، بعضى از آثار جنس مخالف، از جمله حركات و رفتار و سكنات جنس مخالف را مشاهده مى كنند)، آيا تغيير جنسيّت جايز است يا نه؟ و آيا تنقيص جنسيّت جايز است يا نه؟

جواب : تغيير جنسيت، فى حد نفسه، با قطع نظر از مفاسد مترتب بر آن را، نمى توان گفت كه حرام است و يك تكامل علمى، مانند بقيه تكاملهاى علمى است و بعد از تحقق و حصول تغيير، همه احكام و آثار و تكاليف و حقوق، تابع حالت بعدى است; يعنى اگر قبل از تغيير، مرد بوده و بعداً واقعاً زن شده، آثار زن بودن بر او بار مى شود; ليكن قبل از عمل و اجراى آن به ساير جهات مسئله (مسائل اخلاقى و شخصيت انسانى و حقوقى، چه حقوق خود شخص و چه حقوق ديگران و امور ديگر) بايد توجه داشت، و معمولاً، اگر نگوييم دائماً، تغيير جنسيّت به جهت مسائل حقوقى و مفاسد خارجى، حرام و موجب مشكلات و نابسامانيهايى از جهات مختلف است. به هر حال، حكم قضيه از حيث خود مسئله و از حيث جهات ديگر آن، بايد مورد توجه قرار گيرد كه به حسب جهات و دلايل اوليه، هر چند جايز و تصرف در مخلوق است نه در خلقت; ليكن به دليل تبعات و مفاسد عظيم آن نمى توان گفت جايز است; و امّا تغيير اثباتى، به اين معنا كه شخصى ويژگيهاى مرد را دارد، ولى طبق تشخيص پزشكان، واقعاً زن است و يا بالعكس، مانعى ندارد و جايز است; بلكه براى حفظ حقوق و احكام و آثار، تغيير، لازم و واجب است كه اين كار را در حقيقت نمى توان دگرگونى ناميد كه اثبات يك واقعيت و يك امر حقيقى است. ناگفته نماند كه اين گونه تغيير جنسيتها كه به مشخّص شدن جنس واقعى براى خنثى منجر مى شود، چون ظاهراً مفسده خارجى ندارد، نمى توان گفت حرام است.

من که درست و حسابی نفهمیدم منظور چیه! شما بگید ... نظر شما چیه؟!

+ نوشته شده در  دوشنبه 4 آذر1387ساعت 3:3 بعد از ظهر  توسط دلآرام |