تبليغاتX
حرفهای نگفته

این چند هفته بعد از ا.ن.ت.خ.ا.ب.ا.ت یا بهتر و صحیح تر بگم ا.ن.ت.ص.ا.ب.ا.ت کذایی دیگه اصلا حال و حوصله نداشتم ... در واقع یک درد هم به دردهام اضافه شده بود ... امیدوار بودم با عوض شدن مدیر .اجرایی کشور شاید وضع ما یک ذره بهتر بشه و کمی از دردهامون تسکین پیدا کنه ... ظاهرا این آقا (میدونید که کی رو میگم) هیچ کاری برای ما نخواهد کرد و چهار سال دیگه باید دندون رو جگر بذاریم تا شاید قانونی به نفع ما به تصویب برسه و اجرا بشه...کسی که جان و خون یک بیگانه براش بسیار بسیار با ارزشتر از زندگی و سرنوشت هموطنان خودشه دیگه چه انتظاری باید ازش داشت؟! .... نمیخواستم راجع به س.ی.ا.س.ت بنویسم اما مجبور شدم.

در پست قبلی به یک مسأله اساسی پرداخته بودم اما متأسفانه مورد اقبال دوستان عزیز قرار نگرفت ... لااقل دوستانی که اطلاعات علمی در این مورد نداشتند میتونستند نظرات شخصی خودشونو بنویسند ... به نظر من این یکی از مهمترین مسایل تو زندگی هر شخص هستش ... شاید یکی از اهداف تمام کسانی که ازدواج می کنند بچه دار شدن هست ... دوستان ترنس باید به این نکته خیلی توجه کنن ... مساله اصلی در زندگی نوع پوشش یا آرایش نیست ... این مسائل بعد از دو سه سال عادی میشه و تازه آدم میرسه سر اصل مطلب که هدف از این جراحی آیا فقط مساله پوشش و آرایش بود؟ ... مطمئنا اگر می خواهید بعد از جراحی ازدواج کنید و هدف اصلیتون (البته بعد از رسیدن به هویت اصلی) برای جراحی تشکیل زندگی مشترک و رسیدن به آرامش هستش ، باید راجع به این مساله خوب فکر کنید و راهی برای حل این مشکل پیدا کنید چون ممکنه با شریک زندگیتون دچار مشکل بشید و ناچار به جدایی بشید ... چه بسا در صورت عدم توانایی برای تشکیل زندگی مشترک از کرده خود (جراحی) پشیمان بشید و ... سر صحبتم بیشتر با ترنسهای «مرد به زن» مثل خودم هست که قصد جراحی دارند ... چون بعد از عمل باید محدودیتهای زیادی که بر بانوان در کشور ما تحمیل میشه رو تحمل کنند و علاوه بر اون قوانینی هست که مثلا در یک مورد از اونها اگر شما نتونید بچه دار بشید یا باید مجبور به پذیرش طلاق بشید یا پذیرش شریک زندگی سوم به نام هوو! ... ممکنه بعد از این که به این مشکلات دچار شدید از کرده خودتون پشیمون بشید ... اینارو نمی گم که دچار دلهره بشید یا در تصمیمی که گرفتید خللی وارد بشه اما ازتون می خوام همه جوانب رو بسنجید ... مطمئنا اگر بتونید از لحاظ روحی و جسمی و نیز مالی مستقل زندگی کنید میشه از این مشکلات چشمپوشی کرد.

 

خدایا دیگر توانی برایم نمانده

احساس خستگی و درماندگی می کنم

کجاست آن روزنه امید

کجاست آن کورسوی روشنایی

دیگر توانی برایم نمانده

اگر تو کمکم نکنی ممکن است به فراموشی بسپارمت

و آنگاه دیگر کسی را برای شنیدن نجواهای شبانه ام ندارم

فراموشم نکن ... کمکم کن ... دستم را بگیر

خالق من تو هستی و چه کسی حال مخلوق را بهتر میداند جز خالقش

+ نوشته شده در  شنبه 27 تیر1388ساعت 0:7 قبل از ظهر  توسط دلآرام |